...

تاریک ِ این خانه منم

برعکس هایی که ظاهرن

با این سیاهی ِ پیوسته بر پیشانی و

این تو-رنج

درد می کشم و...

 خنده دارم.

/ 8 نظر / 9 بازدید
توحيد

سلام وبلاگ جالبی داری خوشحال ميشم به منم سر بزنی ونظرت رو بگی به اميد ديدار

ساحل۴۰۱

سلام عزيزم وبلاگ زيباو پری داری اما چرا تکراری نوشتی به منم سربزن خوشحال ميشم بببينمت

امين

چه بازی هايی می کنی... حال کردم!

همزاد

همه خنديدن تا وقت اين برسد که بگويی خداحافظ و باز يک لبخند خداحافظی و تو و خيابان و سری که بالا نمی آيد.

م.آ.

تاریک خیابان های سرد هم لابد من. با خنده های چشم های هراسان او-من. درد می کشد و از دردش من هم. تاریک و سرد و نمور. خنده به زور هست،‌ شاید با بغض و ... . خیلی چاکریم فاضل. با امید.

سفير

شما روشنای اين خانه ای عزيز پدر جان بيا يه سر وبلاگ ما هی ميگيم بيا کلاس می ذاری برامون !!!

حمید سهرابی

دارم خودم را توی آغوش تو می بینم [دارند خنثی می کنند این آخرین مین را] تو خواب های خسته ام را در بغل داری [می آورند از جبهه یک تابوت غمگین را] آخرين پنجره با عناوين زير به روز شد: خبر چاپ شماره دوم نشريه همين فردا بود نگاهی اجمالی به مطالب نشريه و شعر که منتظرش بودی

سید مهدی موسوی

سلام عزيز اينبار با «خواب نفتكش‌ها» به روزم قسمتي از يك شعر قديمي در ابتدا آدرس نهايي و اطلاعات جشنواره غزل پست مدرن 5شنبه ساعت 3 شيخ فضل ا... نوري و نوام چامسكي!! (و توضيحاتي پيرامون انتخابات پيش رو) مطلبي تحت عنوان «قلت غولوط ننويسيم!!» خودكشي با اعمال شاقه (شماره تماس نمايندگان مجله در تمامي شهرها و شرايط اشتراك) معرفي چند سايت ادبي و نشريه و مهم تر از همه مهم تر از همه : يك شعر جديد با 6 تقديم به 6 نفر... در انتظار آمدن توام و «گودو» تو كه خيلي وقت است آمده اي گودو را نمي دانم...