1 message received.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

 

 

: Man hanooz bimarestan posht e dar e ccu istadam.mamani tanhast. To boro khoone man inja mimoonam.

 

: mibakhshid eshtebahi send kardam.

 

نميدونم بايد چيکار کنم. شکه شدم. ميرم و آروم روي صندلي ميشينم. بچه ها دارن حرف مي زنن.انگار دارن با من حرف ميزنن.فقط حرکتاي سريعي پيش چشمام سياهي رو به هم ميزنه و تصاوير مبهم و پشت سر ِ همي که تند تند تو ذهنم مجسم مي شن. چقدر بي فايده ام. هيچ کاري از دستم بر نمي آد .نمي تونم تحمل کنم. نمي تونم همه چيز و ناديده بگيرم. اگر چه به من ربطي نداره. (به خودم مي گم چطور ربطي نداره؟)  دارم خفه مي شم. بايد به يکي بگم. بايد يه گوشه ي خالي پيدا کنم و به يکي بگم که الآن چه حالي دارم. به يه گلدون ِ سفالي شايد. به يه مورچه ي ساده رو حاشيه ي ديوار. يا به اون ماهي فسقلي که تو اون تنگ به اون بزرگي گم شده. يا به سايه هايي که دارن حرف مي زنن. انگاردارن با من حرف مي زنن.

 

-: nemidônam. Man o mibax6id. Midônam ke aslanbe man rabti nadare . vali man vaqean negaranam. Kari hast keaz dast e man bar biyad? Har 4i. Bazam mibax6id. 6armande ke natônestam xodam o sansôr konam.

 

 کار احمقانه اي کردم. مي دونم که نمي تونم کاري برات انجام بدم. مي دونم که نمي توني  کاري ازم بخواي . تقريبن مي تونم تموم جوابت رو حدس بزنم. چرا اينا رو نوشتم. بهتر بود همه چيز و ناديده مي گرفتم .  همون طور که خواسته بودي . فقط يه اشتباه بود.

چرا اين اشتباه رو کردي؟  چرا اين اشتباه  رو مي کنم؟

 

: man sharmandeam ke baese negaranitoon shodam. Mikhastam be pesar khalam send konam eshtebah kardam. Chizi nist. Babam halesh khoob nist. Tooye ccu ast. Man ham posht e daram. Khoda bozorge hamishe.bazam sharmande.

 

 

/ 7 نظر / 6 بازدید
فاضل

همينه. هميشه همينه. هيچ وقت نمي تونيم واسه هم کاري بکنيم ولي از اين که يکي نگرانمون باشه احساس دل گرمي مي کنيم. از اين که نگران بشيم و هي فکر کنيم مي تونيم براي هم چي کار بکنيم. و مي دونيم کاري از دستمون بر نمي آد. از دست ِ هيچ کس. فقط انگار وقتي صداي ِ گريه ي ديگه اي رو مي شنويم راحت تر گريه مي کنيم. انگار راحت ترمي تونيم صدا مون رو تو صداي ديگه اي که شنيده مي شه گم کنيم. تا راحت تر گم بشيم. در هم گم بشيم. تا نباشيم. مثل ِ سايه هايي که در هم آغوشي با پياده رو در سياهي ِ نا متناهي ِ جاده گم مي شن. مثل شبي که در من گم شد.

اميد

بعد ها باز هم تنهايي به سراغم آمد. بارها و بارها . تنهايي تلخ بود،اما بد نبود . مثل مزهءزيتون ميماند . تلخ است،اما اگركشف شود آدم عاشق زيتون مي شود. بعدها خيلي پيش مي آمد كه دلم براي تنهايي تنگ مي شد. بعدتر فهميدم كه آدم تنها نمي شود،تنها هست،وتلخي هم مزه ايست مثل شيريني. پشت تنهايي دستي ست بي درخواست طنابي پاره شد ديروز امروز پشت تنهايي ست...

ایمان

وجدان موجودیت بی وجدانی ست و مجبورت می کند به فریب...فریب در حیطه ی بازی. شاید هم اصلا از قواعد بازی باشد. به هر حال باید بازی کرد...وقتی که تهش هیچی نیست فقط می شود هدفمند نبود...آری!‌هر کاری هدف در خود است. دلداری هم خوب است.

فاطمه

برای خودمون هم هيچ کاری نمی‌تونيم بکنيم.شايد يه وقتايی نياز داريم که اون دستمالو يکی بياد رو چشممون بکشه و ما برا برداشتنش تلاشی نکنيم

حالم اصلا خوب نيس و همش دستامو تکون ميدم گاهی هم ميخندم اما فکر ميکنم صورتم از يه طرف داره کج ميشه. وقتی حرف ميزنم ناخونامو کف دستم فشار ميدم تا نفهمه که چقدر حالم بده.انگار اونم حالش بد شد.چرا نميفهمه منم خيلی حال ندارمو ميگه خيالم راحته. شب که ميرسم خونه حسابی گريه ميکنم

آدم بده

اين استفاده ای که از sms کرده ای فوق العاده است. و يک خط روايی خوب داره. اما خيلی زود تموم شد. شايد به خاطر اينه که شاعری و اين خاصيت داستانه که هر چه کوتاهتر باشد به شعريت نزديکتر ميشود. من شعرهايت را حتی اگر به بلندی اون شعر { دلم گرفته است ...} باشد به هر چه داستان کوتاه می نويسی ترجيح ميدهم. همين.

همون آدم بده

نديده بودم برای داستانت پاورقی هم نوشته ای. کاش اين کارو نمی کردی. اين همون چيزيه که ما بايد درک کنيم نه اينکه با اين کارت راحت قوه تخيل ما رو ببندی.