شاید یک اتفاق باشد


منزل
قديما
چاپار
 

۱۳۸٢/۱٠/٢٠

 

 

 

جوهر که ريخت نامه تمامش سياه شد

اصلن نه اينکه فکر کنی اشتباه شد

«من هرگز عاشق کسی آقا! نمی شوم

هرگز نمی شود به شما تکيه ...»            آه شد

محکوم شد به :«زندگی اش دست ديگری ست.»

مجرم نبود هرگز   با يک نگاه شد.

 
 

فاضل گنجی

 

 
L O G O

شماره بازديد

وضعيت من در ياهو

پيوند
pedramp.persianblog.ir
از عرياني يك تنهائي
فاطمه روشن
غزل پست مدرن
پاینده
تاملات نابهنگام
من دات زن
آریادنه

 
[ منزل | قديما | چاپار ]