شاید یک اتفاق باشد


منزل
قديما
چاپار
 

۱۳۸۳/۱/٦

 

 

 

و پشت پنجره در طول شب ستاره بچين

همين که صبح شد از صندلی بيا پايين

و ماه و کره و کارد .... قهوه را دم کن

و بعد صبحانه : ماه و قهوه ی شيرين

... و روز نامه و...«فرضيه ی وجود خدا»

و کشف مستنداتی که می کند تضمين

و فکر کن که سرت درد..... کيسه ی دارو

و چند قرص ... کمی آب و بده پايين

ببين «چه قدر شکسته شدم؟!... چه قدر سريع!»

به محض روبه آيينه ی شکسته بشين

سه بار پشت سر هم بگو که« اين منم...»و

زنی که بودن را می کند به خود تلقين

...

 

 

 

به زودی کاملش رو ميزنم.

 
 

فاضل گنجی

 

 
L O G O

شماره بازديد

وضعيت من در ياهو

پيوند
pedramp.persianblog.ir
از عرياني يك تنهائي
فاطمه روشن
غزل پست مدرن
پاینده
تاملات نابهنگام
من دات زن
آریادنه

 
[ منزل | قديما | چاپار ]