شاید یک اتفاق باشد


منزل
قديما
چاپار
 

۱۳۸٢/٦/۱٩

 

 

 

سلام!

امیدوارم حالتون خوب باشه.

شاید این  یک معارفه باشه ,چون قصد دارم بعدِ تقریباً یک سال این وب لاگ رو در یک مراسم کاملاً مجازی «تولدی دیگر» کنم.

 

«نام؟ هركه مي خواهي
نام خانوادگي؟ خيلي عجله دارم

پدرم؟ هركه مي خواهي
ومادرم همين گاو هاي كنار پياده روست
كه خيلي عجله دارند و سوار تاكسي نمي شوند.»(1)

 

در هر صورت بعداً با هم بیشتر آشنا خواهیم شد.     _امیدوارم_

 

راستی! به عنوان کسی که کمتر از دو سال داره شعر(؟!!) میگه . حتماً  به

«...من دست ِ  من کمک ز دست شما می کند طلب...»

 خیلی محتاجم.(حتی یه نظرِ کوچیک شخصی.)

 

تا بعد......

 

 

(1)      شعری از علی عبدالرضایی...

 

و اما بریم سر اصل مطلب...

 

 

1.

مردِ بدبختِ بي پدر مادر

حاصل ِدست کاريِ يک ژن

آخرين باز مانده يِ انسان

 آدمي تويِ تنگِ اکسيژن



يک فسيلِ هنوز هم زنده

عاملِ انتقالِ يک ويروس

احتمالِ شيوعِ بيماري

ترس ِ يک سرد خانه از فانوس



پيشِ چشمانِ سرد ماشين ها

توي ِيک ظرفِ کاملن بسته

طرح ِتنها و خاليِ يک مرد

مردِ در هم گرفته يِ خسته



گرمي ِچشم هاي يک انسان

و............................. عبور از جداره اي محکم

خبر ِانتقال ِبيماري

عشق ِ بين ِروبات و يک آدم

                   12/2/81

 

 

2.

گفتم نرو دوباره زمين گير مي شوي

تسليم خود نمايي انجير مي شوي

حيف از جواني ات که نمک گير شان شوي

اين بار اگر چه پاي خدا پير مي شوي

يک برده ،يک امير  و يا يک پيامبر

بازيچه ي نمايشِ تقدير مي شوي

تو يک عروسکِ بدِ از قبل مرده اي

فرقي نمي کند به چه تعبير مي شوي

احساس مي کني که به آخر رسيده اي

وقتي از اشتباه خودت سير مي شوي

اين قلب تا هميشه تو را کوک مي کند

بشکن ببين دو مرتبه تعمير مي شوي؟

                   30/3/81

 

 

3.

آدم چپيد توي تن استخواني اش

در آخرين دقيقه ته زندگاني اش

يک پير مردِ زار و چروکيده مانده بود

 يک سيبِ گاز خورده ي سرخ از جواني اش

حتمن قبول داشت که اين بار مجرم است

حتي گذاشت اين دفه« احمق» بخواني اش

مجرم که نه کسي که هوس بازي اش کشيد

خطي به روي موهبت آسماني اش



يک بغض دور چشم چپش مثل اشک شد

افتاد روي عينکِ ته استکاني اش

بالثه هاي خسته نگاهي به سيب کرد

دندان گرفت با هوسِ باستاني اش

«يک اشتباه ، معنيِ يک عمر بردگي است.»

تف کرد رويِ زنده گي و اين معاني اش.

15/6/81

 

  

 خیلی ممنون !

 

 

 
 

فاضل گنجی

 

 
L O G O

شماره بازديد

وضعيت من در ياهو

پيوند
pedramp.persianblog.ir
از عرياني يك تنهائي
فاطمه روشن
غزل پست مدرن
پاینده
تاملات نابهنگام
من دات زن
آریادنه

 
[ منزل | قديما | چاپار ]